گفت و گو/ فلسفه سیاسی «متعالیه»
21 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : زمانه ) سال چهارم، خرداد 1384 - شماره 33 )(16 صفحه - از 3 تا 18)
تعداد شرکت کننده : 0

نظریه ولایت فقیه که توسط حضرت امام‌خمینی (ره) ارائه، تبیین و تحقق یافت، نه‌تنها به مهمترین نقطه عطف در تاریخ سیاسی ایران و تشیع مبدل گردید، بلکه ساختار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نظام بین‌الملل را تحت تاثیر آشکار خود قرارداد و به‌ویژه مسلمانان را برای تشکیل یک قطب مستقل و قدرتمند جهانی در مسیر گامهای عملی نهاد. ازاین‌رو، شناخت عمیق و اصولی اندیشه‌های سیاسی حضرت امام‌خمینی(ره) یکی از ضرورتهای اصلی در مطالعات مربوط به امام‌شناسی، انقلاب‌شناسی و تاریخ تحولات معاصر ایران و جهان نیز می‌باشد.

نظر به‌ آن‌که خردادماه به مناسبت سالگرد درگذشت حضرت امام‌(ره) برای مردم مسلمان ایران، یاد و خاطره خاصی را تداعی می‌کند، ماهنامه زمانه در این شماره گفت‌وگویی را با آقای دکتر نجف لک‌زایی پیرامون اندیشه‌های سیاسی حضرت امام‌خمینی(ره) انجام داده است و شمارا به مطالعه آن دعوت می‌کند.

دکتر نجف لک‌زایی دانش‌آموخته حوزه علمیه قم و دارای دکترای علوم سیاسی است. از وی تاکنون کتابها و مقالات متعددی در حوزه اندیشه سیاسی اسلام و ایران منتشر شده است. اندیشه سیاسی محقق سبزواری، اندیشه سیاسی صدرالمتألهین، زمینه‌های انقلاب اسلامی ایران و سیر تطور تفکر سیاسی امام‌خمینی از جمله‌ کتابهایی هستند که تاکنون از سوی ایشان منتشر شده‌اند. دکتر لک‌زایی در حال حاضر سردبیر فصلنامه علوم سیاسی و رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی است.

lآقای دکتر در ابتدا از شما برای حضورتان در این مصاحبه تشکر می‌کنم. موضوع گفت‌وگوی ما اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) است. اجازه بدهید بحث را از زمینه‌های شکل‌گیری اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) شروع کنیم. لطفا بفرمایید نخستین توجهات ایشان به امور سیاسی از چه زمانی و چگونه شکل گرفت؟

o پرسش مهمی است؛ چراکه در اندیشه متفکران مسلمان و ازجمله در اندیشه حضرت امام(ره) بنیاد تحولات و نیز قوام این تحولات به فکر و اندیشه بستگی دارد؛ چنان‌که در قرآن کریم نیز می‌خوانیم «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»؛ یعنی اگر می‌خواهید سرنوشت شما تغییر کند، ابتدا باید محتوای باطنی خود را تغییر دهید. عنصر نخست در این محتوای باطنی، فکر و شناخت و عنصر دوم، ایمان است.

در مورد اندیشه حضرت امام(ره) به‌نظر می‌رسد که ایشان هم از زمینه‌های فکری و هم از شرایط عینی متاثر بودند. اگر بخواهیم این دو دسته را مشخصا توضیح دهیم، در بخش زمینه‌ها و مبانی فکری می‌توان به آموزه‌های دینی اشاره کرد که در این آموزه‌ها همیشه نوعی تحول و تأمل دغدغه‌دار وجود دارد، مبنی‌‌براین‌که ما باید متوجه پیرامون خودمان باشیم و نسبت به خود و جامعه احساس مسئولیت کنیم؛ چنان‌که حتی در اصول دین، آنجاکه بحث مبدأ و معاد مطرح می‌شود، نیز به‌گونه‌ای این تحول و حرکت مطرح است. درواقع، در اندیشه اسلامی انسان مسلمان پیوسته دغدغه حرکت را دارد؛‌ نقطة شروع، نقطة پایانی یا مقصد، مسیر، محرک، متحرک و مسافت، از عناصر اصلی این حرکت هستند. اساسا زندگی در این اندیشه با حرکت تعریف می‌شود. در هر حرکتی ما از نقطه‌ای دور شده و به نقطه‌ای دیگر نزدیک‌ می‌شویم. آنچه به ما می‌گوید باید از چه نقطه‌‌ای دور، به چه نقطه‌ای نزدیک شویم، همان مباحث فکری و اندیشه‌ای مطرح در تعالیم اسلامی ما هستند. اما بستر تحقق این فکر، شرایط اجتماعی و زمینه‌های عینی هستند. وقتی زندگی حضرت امام را مطالعه می‌کنیم، می‌بینیم ایشان از همان سنین خردسالی با تحولات پیرامون خودشان ارتباط ویژه‌ای برقرار می‌کند و این ارتباط عمدتاً جنبه سلبی دارد؛ یعنی در بررسی محیط پیرامون ایشان، پاره‌ای تعدیها و ظلمها را می‌بینیم که حضرت امام(ره) آگاهانه آنها را درک و لمس می‌کند و با آنها مقابله و مبارزه می‌کند. درواقع از اینجا برای حضرت امام(ره) این ذهنیت شکل می‌گیرد که شرایط موجود مطلوب نیست و باید آن را تغییر داد.

افراد انسانی به‌ لحاظ ارتباطی که با وضع پیرامون خود برقرار می‌کنند، به سه گروه قابل تقسیم هستند: افراد عادی، رهبران و نخبگان. برخی افراد می‌خواهند شرایط موجود را حفظ کنند و لذا طبیعتاً اندیشه‌ها و افکار آنها نیز اندیشه‌هایی خواهد بود که در جهت حفظ شرایط موجود کاربرد داشته باشد. دسته دوم افرادی هستند که می‌خواهند متناسب با تغییر و تحولات پیرامون خود متحول شوند؛‌ این گروه کسانی هستند که پیرو و تابع تحولات زمان خودشان هستند؛‌ اما دسته سوم کسانی هستند که می‌خواهند در ساختن آینده و جهان پیرامون خود سهیم و شریک باشند؛ آنان برای آینده ایده‌ها و برنامه‌هایی دارند و به نظر آنها وضع موجود وضع مطلوبی نیست؛ لذا در اولین اقدام به ترسیم یک وضع مطلوب می‌پردازند و سپس برای رسیدن به آن وضع مطلوب تلاش می‌کنند. بنابراین می‌توان گفت اگر حضرت امام(ره) در سنین خردسالی با جامعه و شرایط پیرامون خودش درگیر می‌شود و آن را ظالمانه می‌بیند. علی‌القاعده به ذهن ایشان باید این مطلب منعکس شده باشد که شرایط موجود شرایط مطلوبی نیست و برای‌این‌که به شرایط عادلانه برسیم، باید وضع مطلوب را ترسیم کرده و برای ایجاد آن تلاش کنیم. آنچه ادعای ما را تایید می‌کند این است که می‌بینیم ایشان وارد منازعات می‌شود و با کسانی که دست به ظلم و ستم می‌زدند، برخورد می‌کند؛ یعنی ما در شخصیت آن دوره ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی